بديع الزمان فروزانفر

120

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

گر توانى عوض سر ، سر ديگر دادن * سزد ار سر ببرى حاكم و وهاب سرى ديوان ، ب 30501 شيشه گر كو بدمى صد قدح و جام كند * قدحى گر شكند زو نتوان گشت برى ديوان ، ب 30503 و مصراع دوم ناظر است به آيه‌ى شريفه : إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ . ( الفتح ، آيه‌ى 10 ) همچو اسماعيل پيشش سر بنه * شاد و خندان پيش تيغش جان بده اشاره است بداستان ابراهيم كه فرزندش را مىخواست قربان كند ولى خداوند ، گوسفندى بفداى او فرستاد و آن داستان مذكور است در سوره‌ى الصافات ( آيه‌ى 107 - 101 ) و مفسرين در نام آن فرزند اختلاف كرده و بعضى اسحاق و عده‌اى اسماعيل دانسته‌اند و بعقيده‌ى مفسرين شيعه قول اخير رجحان دارد . ( جع : تفسير طبرى ، چاپ مصر ، ج 23 ص 49 - 46 و تبيان از ابو جعفر طوسى ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 495 ، ابو الفتوح رازى ، طبع طهران ، ج 4 ، ص 438 - 437 . ) شاه آن خون از پى شهوت نكرد * تو رها كن بد گمانى و نبرد تو گمان بردى كه كرد آلودگى * در صفا غش كى هلد پالودگى خون كردن : خون ريختن ، كشتن ، و بدين مناسبت قاتل را خونى مىگويند . از اين ابيات مولانا دفاع از پادشاه را كه آمر بود و قتل زرگر بفرمان وى صورت گرفت شروع مىكند بدين گونه كه آن قتل و آن فرمان از كسى صادر